به نام خدا و براي خدا
حاج حسن روحاني، براي رشد و توسعه کشور تنها به عنايت کدخدا(آمريکا) نگاه مي کند و براي توجيه ان عمل ضدانقلابي خود آسمان و زمين
را به هم مي بافتد تا شايد بتواند وجه شيطان بزرگ را مقداري بزک نمايد و لذا در زنجان کربلا را محل مذاکره معرفي کرد و جديداً هم د جلسه هيئت دولت پا را از اين هم فراتر گذشته و مي گويد: «عاشورا تنها جهاد، فداکاري و ايثار و عزت نفس نيست، عاشورا اخلاق و اعتدال و گذشت و سعه صدر هم هست. عاشورا، مذاکره منطقي و استدلال هم هست؟!
واقعاً بايد براي فردي در لباس مقدس روحانيت و در جايگاه رياست جمهوري نظام اسلامي متأسف بود، که از خونبارترين فاجعه تاريخ اين برداشت نادرست و انحرافي را براي توجيه توافق ننگين برجام ارائه مي دهد!
عاشورا صحنه دشمن شناسي و کفر ستيزي اسلام انقلابي است. عاشورا صحنه شور انگيز معرفت به اهل بيت عليه السلام است. عاشور مکتب شاهدان و شهيداني است که بر گلدسته هاي آن رفيع اذان رشادت و
شهادت سر داده و جان خود را نثار حضرت دوست کرده اند. در هيچ کجاي عاشورا، مذاکره منطقي و استدلال ديده نمي شود، مگر منافقيني که بخواهند عاشورا را از رونق بيندازند تا تير نفاق آقاي فوکوياما بر بال سرخ عاشوراي حسين ابن علي عليه السلام اصابت نمايد. يحتمل، اين مأموريت خطير از طرف کدخدا، به حاج حسن روحاني واگذار شده باشد تا غرب متقابلاً دستمزد ايشان را در انتخابات 96 براي ماندن در قدرت جبران نمايد؟!!!!
جريان ليبراليسم هيچگاه اشاره نمي کند، که از کدام قسمت کربلا و عاشورا تفسير ماکياولي مذاکره منطفي و استدلال را
بدست آورده؟ و معمولا از پاسخ به اين پرسش فرار کرده، زيرا صحنه عاشورا مواجهه تماميت جبهه حق در برابر تماميت جبهه باطل است، يک طرف سخن قرآن و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است و در طرف ديگر، پستي، رذالت، خباثت، اهانت، تزوير و نفاق است و لذا منطق و استدلالي براي مذاکره بين حق و باطل وجود ندارد.
البته بر اساس تزوير معاويه و عمروعاص مي شود جنگ را با کمک جريان نفاق درون جبهه حق، به نفع معاويه با دميدن در شيپور حکميت و مذاکره به پايان رساند! و امام علي را مجبور به پذيرش و خاتمه نبرد کرد و آنگاه علي عليه السلام را محترمانه از خلافت عزل نمود!
اين منطق اسلام رحماني و اعتدال جناب روحاني در مذاکره با کدخدا(آمريکا) است! و گر نه، امام حسين عليه السلام وقتي به توصيه خواهر گراميش، عقيله بني هاشم
حضرت زينب سلام الله عليه در روز عاشورا به موعظه لشگريان يزيد مي پردازد، آنان با اهانت و جنجال آفريني اجازه سخن به امام را نمي دهند! حال با اين صحنه زشت، جناب روحاني پاسخ دهند؛ آيا در عاشورا منطقي براي مذاکره و استدلال وجود داشته است؟! اگر منطق انحرافي حاج حسن را بپذيرسم، ديگر جايي براي انتظار منجي عالم بشريت وجود نخواهد داشت!
مگر از حسين ابن علي عليه السلام در محاصره تمام عيار کربلا به غير از تسليم شدن و بيعت با يزيد چير ديگري مي خواستند، که محل مذاکره و استدلال باشد؟! بايد گفت؛ جناب روحاني هم براي تسليم کشورمان به شيطان بزرگ، با ادبيات روز قصد تحميل حکميت به ملت و رهبري دارد و به همين خاطر به مذاکره با کدخدا اصرار مي ورزد! لذا ملت بايد بيدار و هوشيار باشند و اجازه ندهند که مدعي اسلام رحماني و اسلام اعتدال، کشور و رهبر عزير را به حکميت دچار نمايند و آنگاه شاهد حضور استکبار جهاني در مراکز تصميم گير و تصميم ساز کشورمان باشيم.
والسلام
برچسب:
نویسنده: آراد قنبری