به نام خدا و براي خدا
حقير قصد دفاع از آقاي احمدي نژاد را ندارم و اين را هم مي دانم که رهبر معظم انقلاب ايشان را برادري مؤمن خطاب کردند و توصيه فرمودند که اين دوره کانديدا نشود، ضمناً هيچ فرد با انصافي خدمات گسترده آقاي احمدي نژاد را فراموش نخواهد کرد، مگر جريان نفاق، لذا وقتي يک کوتله سياسي که خود معترف به ندانستن است، "محاکمه احمدي نژاد و رفع حصر، سران فتنه را مطالبه ملي مي داند" بر خود فرض دانستم که پاسخ فردي که در کوير انديشه برهوتي خود، فکر مي کند، "که آب به سر بالا مي رود و بايد ابوعطا بخواند"، را بدهم.
بعد از انصراف احمدي نژاد از کانديداتوري سال 96 اين روزها مردم مستضغف جامعه مي پرسند؛ مگر کسي ديگري هست که به او رأي دهيم؟! واقعآ بايد براي مسعود پزشکيان تأسف خورد، که اين فرد نماينده مجلسي است، که در تبريز در حد عمل جراحي قلب آنهم براي دستمزد ناچيز! با مردم ارتباط دارد و ديگر هيچ؟!!!!
تا قبل از انصراف محمود احمدي نژاد از شرکت در انتخابات رياست جمهوري 96 کمتر کسي خواستار محاکمه ايشان مي شد و او را در جايگاهي مي ديدند که تنها با حضور او دو قطبي شکل مي گرفت، اما اين روزها برخي از کساني که حب فتنه گران را دارند، براي طرح موضوع رفع حصر سران فتنه، محاکمه احمدي نژاد را مطالبه عمومي مي دانند!
البته جريان منافق، از جامعه ارزيابي داشته و مي دانند وقتي براي "هــــيـــچ" (نتايج برجام) ميشود بخشي از جوانان را به کف خيابانها کشيد و براي "هـــيـــچ" آقاي ظريف لقب اميرکبير مي گيرد، آيا نمي شود براي "هـــيـــچ" محاکمه احمدي نژاد و رفع حصر سران فتنه را منافقانه مطالبه ملي ناميد!
البته حق خود مي دانيم؛ از آقاي پزشکيان که با زد و بند بين فراکسيونهاي مجلس، نايب رئيس آنجا شده، سئوالي بپرسيم؛ که در روز نهم دي 88 شما در کدام سوراخ خزيده بوديد، که امروز رفع حصر سران فتنه را مسئله ملي مي دانيد؟! لذا بايد به امثال ايشان متذکر شد، وقتي افراد فاقد سواد سياسي، اقتصادي و ... به مراکز مهم تصميم ساز و تصميم گير کشور رخنه نمايند، آنگاه دولت اعتدال با حقه بازي مي تواند، مسائل مهم ملي را همانند؛ FATF، برجام و IPC را بدون اطلاع نمايندگان مجلس و بر خلاف اصول متعدد قانون اساسي با کفار امضاء نمايد و به جناب پزشکيان هم بعنوان سرباز پياده خود، امر مي کنند، که محاکمه احمدي نژاد و رفع حصر سران فتنه را از مطابات ملي اعلام نمايد!
گويند؛ به عارفي راگفتند: خداوند را چگونه مي بيني؟ گفت: آنگونه که هميشه ميتواند مچم را بگيرد، اما دستم را مي گيرد!
والسلام
برچسب:
نویسنده: آراد قنبری